تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
نسبت به شايعات داشته باشد . خداوند در وجود هر انسانى عقلى به وديعه نهاده كه به وسيلهء آن مىتواند از درستى / 278 يا نادرستى افكارى كه در اجتماع منتشر مىشود آگاه گردد ، زيرا هر موضوع درستى نور و پرتوى از حقيقت دارد ، و از اين رو هدفها و منشأ شايعه شناخته و درك مىشود . ثانيا : بر مؤمنان راستين واجب است كه هر چه بيشتر در پيرامون رهبرى رشيد خود حلقه زنند تا روشهاى درست و شايسته را براى مقاومت در برابر شايعات هنگامى كه در اجتماع پراكنده مىشود ، بياموزند . ثالثا : بر فرزندان جامعهء مؤمن واجب است كه پاى به جاى پاى شيطان نگذارند و از او پيروى نكنند زيرا نخستين گام آنان را به نهادن آخرين گام نيز وا مىدارد تا اجتماع را بكلّى ويران و نابود سازد . به عنوان مثالى بر اين امر خاطرنشان مىشويم كه هنگامى كه شخصى سخنى باطل را شنيد و آن را منتشر كرد ، در واقع به سبب فريفته شدن به گناه از آن دفاع و پشتيبانى مىكند و اين امر او را بر آن مىدارد كه به دارو دسته‌اى كه آن سخن را شايع كرده‌اند بپيوندد و بدين سان در دام دشمن مىافتد . و از اينجاست كه اسلام تأكيد مىكند كه بر انسان مؤمن واجب است كه پاى جاى پاى شيطان ننهد و از او پيروى نكند ، بلكه هشيار و بيدار باشد و از نهادن نخستين گام خطا بپرهيزد تا كار به نهادن آخرين گام غلط نيانجامد . رابعا : در منطق اسلام هدف وسيله را توجيه نمىكند ، پس درست نيست كه مؤمنان براى رسيدن به هدفهاى خود راههاى پيچ در پيچ و خطا را بپيمايند ، زيرا آن راهها نه تنها به هدف نمىرسند ، بلكه رهنورد خود را به فحشا و كارهاى زشت و ناپسند مىكشانند . پس ممكن نيست كه باطل راه رسيدن به حق باشد ، هم چنان كه ممكن نيست جنبش ايمانى از راه انتشار دروغ و كوشش براى تأثير گزارى بر مردم با نيرنگ و گمراه سازى به پيروزى برسد ، و اصولا چنين روشهايى از صفات جنبش رسالتى نيست زيرا ناشايست و دروغ جز ناشايست و دروغى همسان خود نزايد ، و