و همچنين اگر زنا در جامعه رواج يابد خانهها و خانوادههايى ويران و نابود مىشود ، و كودكان بيگناه تباه و فاسد مىگردند ، يا با عقدههاى روانى فشردهاى پرورش خواهند يافت كه خود به جناياتى زشت و وحشتناكى تبديل خواهد گشت .
مگر نه اين كه بيشتر كسانى كه تمدّنها را ويران كردهاند از فرزندان خانوادههاى فاسدى بودهاند كه شرف خانوادگى را نمىشناختند ؟
/ 257 از آنجا كه اين دسته از مردم تمام حقايق را نمىدانند و در نمىيابند دستخوش ترحّمى منفى به زيان دين مىشوند و از اين رو اجراى حدود و مجازاتهاى شرعى را تعطيل و ترك مىكنند . امّا كسى كه به خدا ايمان دارد ، و مىداند كه خداوند نسبت به بندگانش از شخص او مهربانتر و دلسوزتر است ، و هنگامى كه فرمان مىدهد به زناكار تازيانه زنند ، اين امر نه تنها متضمّن مصلحت تمام مردم بلكه متضمن مصلحت شخص زنا كار نيز هست ، دستخوش چنين ترحّمى نمىشود .
پروردگار ما سپس مىگويد :
«
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
- و بايد كه به هنگام شكنجه كردنشان گروهى از مؤمنان حاضر باشند . » تازيانه زدن بايد در حضور مؤمنان صورت گيرد ، زيرا ارزش مجازات تنها در اثر آن بر جنايتكار نهفته نيست بلكه بايد بر جامعه نيز انعكاس يابد . در واقع حدّ و مجازات زنا بر يك گونه نيست ، بلكه بر حسب شرايط و اوضاع و احوال گوناگون نوع و ميزان حدّ تفاوت مىكند . در حديث شريفى كه ذيلا مىآيد انواع حدود و مجازاتهاى زنا جمع شده است :
در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه : « شش نفر را كه به جرم ارتكاب زنا گرفته بودند نزد عمر بن خطّاب آوردند ، و او دستور داد كه بر هر يك از آنان حدّ را اجرا كنند . امير مؤمنان - صلوات اللَّه عليه - نزد عمر نشسته بود ، گفت : اى عمر اين حكم ايشان نيست ، عمر گفت : پس تو حدّ و مجازات آنها را اجرا كن . آن گاه يكى از آنها را پيش آوردند و حضرت گردنش را بزد ، دومين را آوردند و حضرت او را سنگسار فرمود ، سوّمين را آوردند و او را تازيانه زد ، و چهارمين را نيمى از حدّ