ديگران باز مىدارد .
ائمهء هدى - عليهم السّلام - با وجود پيوند خويشاوندى نزديك با پيامبر خدا ( ص ) ، خود در عبارت سختكوشى مىكردند ، و هر گاه كسى در اين باره از ايشان مىپرسيد ، همين آيه را بر او تلاوت مىكردند . طاووس فقيه گويد : « او را - يعنى امام زين العابدين ( ع ) را - ديدم كه از سر شب تا سحر طواف و عبادت مىكرد ، و چون كسى را پيرامون خود نديد چشم به سوى آسمان بر دوخت و گفت :
« الهى ، ستارگان آسمانهايت فرو شدند ، و ديدگان مردمانت فرو خفتند ، و درهاى اجابتت بر خواهشمندان گشوده شد ، به درگاه تو آمدهام تا مرا بيامرزى و بر من رحمت آورى و چهرهء جدّم محمّد ( ص ) را در عرصات قيامت به من بنمايانى » آن گاه بگريست و گفت : « سوگند به عزّت و شكوه تو كه من با نافرمانى از تو آهنگ مخالفت با تو نداشتم و آن گاه كه دست به نافرمانى از تو زدم عصيانگر نبودم و اينك هم شكايت به تو آرم ، و از مجازات تو بىخبر نيستم و بر عقوبت تو اعتراضى ندارم ، ولى نفسم مرا فريفت و چشم پوشى و پنهان دارى تو مرا در آن كار كمك كرد ، پس اكنون چه كسى مرا از عذاب تو نجات مىدهد ؟ و اگر تو ريسمان خود را از من بگسلى به ريسمان كدام كس چنگ در زنم ؟ و فردا ، آن گاه كه به صاحبان كفّهء سبك گناه گويند بگذريد و به سنگين كفّهها گويند فرو افتيد ، در پيشگاه تو چه چاره كنم ؟ آيا با سبك كفّهها مىگذرم ؟ يا با سنگين كفّهها فرو مىافتم ؟ ! واى بر من ، كه هر چه عمرم افزون شد خطاهايم نيز فزونى يافت و توبه نكردم ، آيا وقت آن فرا نرسيده است كه از پروردگارم شرم كنم ؟ ! » آن گاه گريست و اين شعر را بخواند :
« اى غايت آرزوها ، آيا مرا به آتش مىسوزانى * پس اميد من كجاست ، وانگهى محبّتم چه شده ؟
من در زندگى كارهاى زشت و ناشايست كردم * و در ميان مردم هيچ كس جنايتى چون من نكرده است » آن گاه گريست و گفت : « منزهى تو كه از تو نافرمانى مىكنند چنان كه
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 237
مساهمون: احمد آرام
ص٢٣٧