تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
«
فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً
- پس مانند زباله خشكشان كرديم . . . » الغثاء همان زباله و زوايدى است كه هنگام سيل گرد مىآيد يا در پشت بندهاى رودها جمع مىشود ، آلودگيها و زوايدى كه براى انسان سودى ندارد ، و پايان متكبّران نيز چنين است و هلاك آنها عاطفهء هيچ كسى را بر نمىانگيزد ، زيرا مردمى ستمكارند و از اين رو لعنت شبانه روزى بدرقهء راهشان مىشود . «
فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
- اى نصيب مردم ستمكاره دورى از رحمت خدا باد . » [ 42 ] هنگامى كه خدا آنان را هلاك مىكند هيچ توجّهى به آنان ندارد زيرا وجودشان هيچ چيزى به ملك او نمىافزايد و از عدم و هلاكشان هيچ كاستى و خسرانى حاصل نمىشود ، از آنجا كه «
أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
- « 18 » چون بخواهد چيزى را بيافريند ، فرمانش اين است كه مىگويد : موجود شو ؛ پس موجود مىشود . » / 183 از اين رو قومى ديگر را جز آنها بيافريد . «
ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ
- و بعد از آنها مردمى ديگر بيافريديم . » [ 43 ] و هر يك از امّتهاى اين نسلها را اجل و مهلتى محدود بود . «
ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ
- هيچ ملّتى از اجل خود نه پيش مىافتد و نه تأخير مىكند . » يقين آدمى بدين حقيقت كه فرصت دنيا محدود است و چون اجلش فرا رسد نمىتواند آن را به تأخير اندازد او را بر آن مىدارد كه از پروردگار خود پروا داشته باشد و پرهيزگارى كند زيرا مىداند كه پايانش مهلتى است كه بر شخص او معلوم نيست و هر لحظه‌اى ممكن است عذاب او را در بر گيرد . آيات قرآنى عادتا به جماعت و گروه ( امّت ، ملّتها يا طائفه ، . . . ) اشاره
هامش
( 18 ) - يس / 82 .