به داستانهاى اندوهبار و قصههايى عبرتآموز شد و هيچ اثرى از وجودشان باقى نماند جز آن كه در حافظهء تاريخ عبرتها و مثالها و نيز نعمتهاى الهى از آنها به يادگار ماند و از آنجا كه ايمان نياوردند از رحمت خدا دور و محروم ماندند .
/ 181 به نظر مىرسد زندگى اين اقوام تقريبا شبيه يكديگر بوده است ، ولى در مورد فرعون و همراهانش وضع تفاوت داشته و از اين رو نام او جداگانه آمده است ، بدين معنى كه موسى و هارون را پروردگارشان نزد آنها فرستاد و آنها گردنكشى و استكبار كردند و به طغيان و گردنكشى در زمين پرداختند و گفتند : شگفتا ! چگونه است كه اين دو به ما فرمان مىدهند به ايشان ايمان بياوريم و از آنها اطاعت كنيم در حالى كه قومشان همهء ما را عبادت مىكنند و مىپرستند ؟ ! و اين تكبّر و گردنكشى آنها را خوار و ذليل ساخت و به تكذيب آن دو فرستادهء الهى پرداختند ، و از اين رو سنّت جارى الهى در خصوص هلاك كردن تكذيب كنندگان در حق آنها نيز جارى و سارى گرديد .
امّا خداوند ارادهء هلاك آنان را نفرموده بود بلكه مىخواست آنها را هدايت كند و از همين رو بود كه پيامبرى همراه با كتابى رهنما نزد آنان فرستاد .
شرح آيات :
[ 40 ] پس از آن كه يكى از پيامبران ( هود يا صالح ) قوم خود را دعوت كرد ، و آنها بر ضد او گردنكشى كردند و به دو بزرگى فروختند ، وى از درگاه خداوند مسئلت كرد كه او را يارى كند ، آن گاه خطاب الهى چنين نازل شد :
«
قالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نادِمِينَ
- گفت : به همين زودى از كرده پشيمان مىشوند . » پس پايانشان نزديك است و خواهند دانست كه چنان سرانجامى نتيجه كردار خودشان است ، و پشيمان خواهند شد . بيان الهى كه گويد : ( عمّا قليل - به زودى ) براى آن است كه آنها پاداش خود را دور و بعيد مىشمردند و مىگفتند :
« دور است ، دور است » .