[ 41 ] «
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ
- پس به حق بانگى سخت آنان را فرو گرفت . . . » در قرآن كلمهء « به حقّ » بسيار تكرار شده ، خداى تعالى گويد :
« إنا ارسلنا رسلنا بالحق - ما رسولان خود را به حقّ فرستاديم . » «
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً
- ما تو را به حق مژده رسان و بيم دهنده فرستاديم . » و امثال اين . كلمهء « بالحقّ » چند انديشه را مىرساند :
/ 182 1 - زندگى بر پايهء سنّتها و قوانينى نهاده شده كه هيچ كس نمىتواند از آنها تجاوز كند و بر ماست كه خود را با آن سنّتها و قوانين سازگار سازيم ، و گرنه ارادهء خدا اقتضا مىكند كه خود را با آنها تطبيق دهيم ، مانند كافرى كه به خدا سجده نمىكند ولى على رغم او سايهاش به درگاه حق سجده مىگذارد و بر خاك كشيده مىشود .
2 - اين قوانين و نظامها عبث و بيهوده و بدون حكمت نيست و تساهل بر نمىدارد ، و اگر انسان با آنها مخالفت ورزد خود هلاك و نابود مىشود .
3 - براستى قدرت و تدبير خداوند محدوديّتى ندارد ولى با وجود اين - ذات متعال او - چيزى را بدون همين قوانين و سنّتهايى كه خود وضع كرده انجام نمىدهد مگر در حالات و مواردى خاصّ زيرا او خود فوق اين قوانين است .
پس از لحاظ نظرى قدرت خدا فوق هر قدرتى است ، امّا ذات متعال او خود ابا دارد كه عدالت را در عالم هستى جز به رحمت و حكمت مجرى سازد ، پس هر گاه اراده كند انسانى را گرفتار عذاب سازد آن عذاب را به اندازهء گناه او و به روشى متناسب با آن فرو مىفرستد .
پس كسى را كه آب را مىپرستد در نيل غرق مىكند و آن را كه به نيروى خود مىبالد به وسيلهء تند باد بر مىاندازد ، و بر سر متكبّر بانگى از بالا مىفرستد ، و اين بانگ كه در اين درس از آن سخن مىرود بانگى است حق و براى آن برخاسته است كه حق را به مرحلهء تطبيق و اجرا درآورد .