است بعيد است ، بعيد . » يعنى بعيد است آنچه رسولان وعده دادهاند تحقّق پذيرد ، و انسان ديگر بار پس از مرگ زنده شود . در اين مورد احتمالى ديگر براى اين كلمه وجود دارد و آن اين كه كفّار امور را به عقب افكنده مىانگاشتند و به آيندهء دور موكول مىپنداشتند تا آنجا كه مىگفتند اگر رستاخيزى هم حقيقة وجود داشته باشد موكول به زمانى بس بعيد و بسيار دور از روزگار ماست ، همچنين گناهكاران نيز جزاى اعمال را موكول به آيندهاى بسيار دور مىانگارند . و در دعا آمده است : « مرا بر گريستن بر خويشتن كمك فرماى چه عمر خود را به آرزوجويى و به آينده افكندن تباه كردم » و در حديث آمده است كه بيشتر چيزى كه دوزخيان از آن شكايت مىكنند همان « به آينده افكندنها ، و خواهم كردنها » است .
[ 37 ] «
إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ
- جز همين زندگى دنيوى ما هيچ نيست ، به دنيا مىآئيم و مىميريم و ديگر بار زنده نمىشويم . » / 178 منبع و سرچشمهء اين انديشه كفر نسبت به خدا و شك كردن در قدرت ذات متعال اوست .
[ 38 ] آن گاه تهمت را متوجّه شخص پيامبر و رسول كردند ، اوّل گفتند او مردى است همانند شما ، سپس ادّعا كردند كه افكار او خطاست و اكنون به دو نسبت افترا بر خدا مىدهند .
«
إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً وَ ما نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِينَ
- اين مردى است كه به خداى يكتا دروغ مىبندد و ما به او ايمان نمىآوريم . » ايمان حق است ، و روز آخرت حق است ، ولى تمام اينها وقتى در كردار شايسته نمودار نشود و در نظام اجتماعى در زندگى دنيا مجسّم و متبلور نگردد ، چه سودى دارد ؟
اين گروه با پليدى و مكرشان همانند تمام گمراه كنندگان و راهزنان جريان تاريخند كه كوشيدند دين را از دنيا جدا سازند ، ميان ايمان به خدا از يك سو و تطبيق