پيامبر ( ص ) گذشته و سپس ، يا به سهو يا از طريق صاحبان دلهاى بيمار كه تظاهر به اسلام مىكردند و مىخواستند بر اسلام غلبه يابند ، مانند بنى اميّه و احزابشان ، وارد كتابهاى تاريخ شده است .
با كمال تأسف قلمهاى بعضى مفسّران نيز اين بافتههاى دروغين را به نگارش در آورده تا آنجا كه از پيامبر شخصيّتى محدود ساخته و به اين حديث مورد اتّفاق و پشت در پشت / 101 از پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - توجه نكردهاند كه فرمود :
« پس از من سخنان بر بافتهء بسيار در آورند » و نيز به بر حذر داشتن اصحاب پيامبر ، پس از او از پذيرفتن احاديث توجّه نكردهاند مگر آن كه دست كم دو شاهد بر آنها گواهى صحّت دهند و توجّه نكردهاند كه بعضى راويان را طرد و رد كرد و با درّه زدهاند زيرا آنها احاديث درست و نادرست را با هم نقل مىكردهاند .
امامان اهل بيت با اين پديدهء خطير با حزم و احتياط برخورد كردهاند و اصرار بر آن داشتند كه سخن پيامبر و سخنان خود ايشان نيز بر كتاب عرضه و با آن سنجيده شود و محك بخورد . اگر با كتاب خدا سازگار آمد پذيرفته شود و گرنه آنچه را مخالف كتاب است به سينهء ديوار بكوبند ، و بدين سان توانستند بسيارى از شايعات گمراه كننده را با اين مقياس و محك ارزشمند از ميان ببرند .
«
وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ
- و ستمكاران در اختلافى بزرگ گرفتارند . » كسانى كه با ارتكاب نافرمانيها به خويشتن ستم كردند تا دلهايشان بيمار و سخت شد و فتنهء شيطان را پذيرا آمد و پاسخ قبول داد بسى از حق به دورند .
از اين آيهء ارجمند در مىيابيم كه : سختى دل مرحلهء دوّم و بعدى بيمارى آنست ، و آنچه سبب بيمارى دل مىشود همان ظلم است كه چون فزونى يابد و آشكارا گردد ، دل سخت مىشود .
[ 54 ] «
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ
- و تا دانش يافتگان بدانند كه قرآن براستى از جانب پروردگار توست و بدان ايمان بياورند و دلهايشان بدان آرام گيرد . . . »