كسانى كه دانش به ايشان داده شده است بدين صفت از ديگران متمايزند كه موضعشان پى گيرى تكامل است از علم به ايمان و از ايمان به آرام گرفتن دلها و اطمينان قلبى ، زيرا دانش همان اكتشاف حقيقت است و ايمان اعتراف و شناخت يافتن بدان و « اخبات » يا آرام گرفتن دل آن است كه با تمام وجود خود بىدغدغهاى آن حقيقت را پيروى كنى .
اين تكامل از طريق صراط مستقيم و شاهراهى راست صورت مىپذيرد كه هر چه انسان در آن پيش رود نشانههاى حق بر او بيشتر آشكار مىشود ، و خداست كه مؤمنان را به چنين شاهراهى هدايت مىكند ، و هيچ كس جز او قادر به راهنمايى بدين شاهراه نيست .
/ 102 «
وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
- و خدا كسانى را كه ايمان آوردهاند حتما به راه راست هدايت مىكند . » [ 55 ] امّا كسانى كه كفر ورزيدند در بند اسارت شكّ خود كه ناشى از نادانى آنهاست باقى مىمانند ، و نمىتوانند به سبب كفر خويش از اين شك رها شوند و به يقين دست يابند .
«
وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ
- همواره كافران در آن شك مىكنند تا آن گاه كه قيامت ناگهان بر سرشان فرا رسد يا به عذاب روز بىنظير بزرگ گرفتار آيند . » « السّاعة » همان روز قيامت است ، اما عذاب عقيم ، عذاب و مجازات در دنياست .
[ 56 ] آنجا ، هنگام قيام قيامت ملكوت و حكمروايى مطلق خدا و داورى فيصله دهنده و پاداش عادلانهء او جلوهگر مىشود ، و او فرمانروا و داور و تدبير كننده و گردانندهء همه چيز است .
«
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ
- فرمانروايى در آن روز از آن خداست . . . » پس سلطنت و فرمانروايى مطلق آشكارا از آن اوست ، به طورى كه سلطههاى جاير و ستمگر را كه شيطان گسترش بخشيده ، و خداوند به حكمت خود