تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
آرى ! غير از احتمال چهارم ، احتمال ديگرى كه خرد پسند و با فطرت بشر مطابق باشد نيست . اين است كه هرچه فكر بشر بيشتر در اسرار عالم خلقت غور و بررسى كند و هرچه رشته‌هاى علوم و دانش‌هاى او بيشتر شود ، شواهد و نشانىهاى صحت اين عقيده بيشتر مىشود و نمونه بارز آن همان اسرار كتاب وجود خود انسان است كه هر رشته‌اش علمى شده و در هر قسمتش علماى متخصص ، پيوسته مشغول به كشف اسرار و تحقيق هستند ، بخش روان ، مغز ، اعصاب ، استخوان ، خون ، دستگاه گوارش ، پوست ، گوش ، حلق ، بينى ، چشم و . همه اين رشته‌ها دليل بر نظم و تدبيرى است كه دروجود اين انسان قراردارد و ظاهرش را با باطنش و اعضايش را به يكديگر متصل و پيوسته و همه را با عالم خارج مربوط و متناسب قرارداده است كه اگر اين نظام و اعتدال نبود و بى نظم و ترتيب بود ، امكان پيدايش هيچ علمى نبود ، همه علما در رشته خودشان هرچه پيش بروند به خدا نزديك‌ترمىشوند و درعين حال هر كسى هم در رشته كار و شغلش - حتى چوپان بيابان از گله و رمه‌اش - خدا را مىشناسد .
آفرين باد برآن كس كه خداوند دل است * دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار كوه و صحرا و درختان همه در تسبيح‌اند * نه همه مستمعى فهم كند اين اسرار اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود * هركه فكرت نكند نقش بود بر ديوار