عَلِيلَةٌ و البَصائر مَدخُولَةٌ » « 1 »
اگر در عظمت و توانايى خدا و بزرگى نعمت او مىانديشيدند ، هر آينه به راه باز مىگرديدند و از عذاب سوزان بيم مىكردند ، ولى دلها رنجور و بصيرتها معيوب است .
توضيح ديگر
هر كس در اين عالم و مخلوقات بىشمار آن از : ستارگان ، منظومهها ، كهكشان ، حيوانات ، جنبندگان ، گل ، شكوفه ، ميوه ، سبزه ، گياه ، درخت ، رنگها و بوها ، طعمها ، انسانها ، قيافهها و شكلها ، غريزهها ، استعدادها ، دوستىها و دشمنىها ، ذوقها ، انديشهها ، علاقهها و حالات گوناگون هر مخلوق ، اوضاع زمين ، خاكها ، معدنها ، كوهها ، ذرات اتمها و نظامات دقيقى كه بر همه حكمفرماست بينديشد ، چگونگى پيدايش و حكومت اين نظام محكم را بر آنها بررسى نمايد و منصفانه در مقام تحقيق بر آيد ، چهار احتمال بيشتر نخواهد داد و به عبارت ديگر بايد يكى از چهار احتمال زير را بپذيرد و تصديق كند :
احتمال اول : اينكه تمام عالم از منظومهها تا اتم و از جاندار و بىجان و اين اوضاع فلكى و اين همه سير و حركت و آنچه در آن هستيم و اين كوهها و كاخها همه و همه و همه ، غير از خيال چيزى نيست و حقيقت و واقعيتى ندارند ، نه زمينى هست و نه آفتابى و نه ماه و نه انسان و نه حيوان و نه و نه . . .
اين احتمال به قدرى باطل و موهوم است كه شايسته نيست تحت مطالعه و
حتى رد و اثبات و بطلان قرار بگيرد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه صبحى صالح ، خطبه 185 . .