احتمال دوم : اينكه عالم بعد از عدم و نيستى بدون مؤثر خارجى ، خود به خود موجود شده باشد و اين نظام بر كائنات آن حكومت يافته باشد ، اين احتمال نيز در سخافت و بطلان مانند احتمال اول است كه عقلايى نيست .
احتمال سوم : اينكه گفته شود كه ماده قديم است و از براى آن اول و انتهايى و آغاز و انجامى نيست و اين همه اوضاع و نظام ، همه از خواص ماده است ، اين همه تغييرات و تبدلات و آثار خواص مختلف و اصناف مختلف كائنات و عجايب و غرايبى كه عقل را مبهوت و متحير مىسازد ، همه از آثار مادّه است و اين مادّه است كه هر موجودى را به راه خودش هدايت مىكند ، به هر انسان و حيوانى قوّه تشخيص ضرر و نفع خود را مىدهد و به هر گلى ، رنگى ، به هر ميوهاى ، مزهاى ، به هر جنبندهاى ، آگاهى و فهمى و به هر چيزى ، خاصيتى بخشيده و اين همه افكار فلسفى و عرفانى و مكتبهاى گوناگون ، پديد آورده است .
اين احتمال نيز علاوه بر آنكه از نظر علم ، بطلانش روشن شده و قانون ترموديناميك ( حرارت ) آن را رد مىكند ، به خودى خود نيز قابل قبول نمىباشد و خرد پسند نيست ؛ زيرا عقل اين همه آثار حيات و زندگى و شعور و قصد را نمىتواند خواص مادّه فرض كند و مادّهاى را كه اين گونه عاجز و ناتوان و مسخر بشر مىبيند ، نمىتواند فاعل و علت اين همه حركات و نظامات حساب شده و دقيق تصور نمايد و مؤثر و اثرپذير بشمارد .
مثل اين است كه شما كاخ استوار و بسيار بلند و باعظمتى را ببينيد و آن همه زيبايى و هنرنمايى و دقت و ريزهكارىهايى را كه درآن است و بايد به مهندسى بسيار نابغه و ماهر نسبت بدهيد ، به سنگها ، آجرها ، آهنها
ومصالحى كه درآن به كار رفته نسبت بدهيد .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 25
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٥