هرچه را انسان مىبيند و هرچه را احساس مىكند ، هرپديدهاى ، پيدايش هر موجود ، چگونگى تكون آن ، زندگى انبياء و معجزات آنها همه و همه « برهان خداشناسى » است .
و هر چه انسان بيشتر به سوى او توجه كند ، به پرستش و نيايش در درگاه او بايستد ، او را بخواند ، با او مناجات كند ، در حالات و تاريخ مردان خداشناس تأمل نمايد ، قرآن مجيد را با تدبر بخواند و احاديث و اخبارى را كه در خداشناسى وارد شده و كلمات علما و حكماى الهى را دراين باره بيشتر مطالعه نمايد ، خداشناستر مىگردد تا آنجايى كه لذيذترين چيزها براى او ياد خدا ، مناجات با او ، ذكر و دعا مىشود و دلش فقط با ياد اوآرام مىگردد .
. . . الابِذِكْرِاللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . . . « 1 »
تا جايى كه مىفهمد سعادت واقعى او در ايمان به خدا و بندگى اوست كه كمالى از آن بالاتر نيست .
خوشا به حال آن كس كه به اين حال برسد !
و خوشا به حال آن كس كه با شناخت خدا از سرگردانى و تحير نجات يابد و از غصّه ، اندوه ، يأس ، نوميدى و بدبينى ، خلاص شود .
« اللّهمَّ ارزُقني حُبَّك وَ حُبَّ مَن يحبّك و حُبّ كُلِّ عَمَلٍ يوصلني الى قُربك » « 2 »
خدايا ! دوستى خودت را و دوستى هر كس كه تو را دوست مىدارد و دوستى هر عملى كه مرا به
قرب تو مىرساند و به تو نزديك مىسازد ، روزى من كن .
هامش
( 1 ) . رعد ، آيهء 28 .
( 2 ) . رجوع شود به : البلد الامين ، ص 65 ؛ بحار الانوار ، ج 83 ، ص 182 و ج 84 ، ص 82 . .