خواننده عزيز ! اين بحث مهمتر و عالىتر و ارجدارتر از آن است كه درضمن يك مقدمه و به صورت مقدمه تقديم شود ، بحثى است كه همه مباحث انسانى و دينى و عرفانى ، مبتنى برآن است و هدف اول و اولين هدف تمام كتابهاى آسمانى و دعوت پيامبران ، اين بحث است ؛ بحثى است كه علوم انسانشناسى ، جانورشناسى ، زيستشناسى ، كيهانشناسى ، گياهشناسى ، زمينشناسى ، معدنشناسى ، روانشناسى و . . . آن را تأييد مىنمايد و هرچه اين دانشها بيشتر گسترش يابد ، اين بحث ، واقعىتر و جالبتر مىگردد . و به علاوه از امثال ضعيفانى كمبضاعت و كماطلاع مانند من ، سخن گفتن و ورود در چنين بحث متعالى ، جسارت و بلندپروازى است . قدر امثال من دراين ميدان از قدر آن مورچهاى كه امام عليه السلام عقلا و خردمندان را درهنگام وصف خدا به آن تشبيه فرموده كمتر است . « 1 »
« فَسُبحانَ مَن هُوَ فَوق وَصف الواصِفينَ وَنَعتِ النّاعتين » « 2 »
اينجا ميدان سخن با مردان خداشناس ، آگاهان ، باريافتگان و حاملان معارف قرآن و علوم اهل بيت عصمت و رسالت است .
ميدان سخن با على عليه السلام و آن خطبههاى معارفآموز و پر از معنا و حقيقت نهج البلاغه است .
دراينجا بايد از مكتب دعاى امام زين العابدين عليه السلام و مكتب درس امام جعفرصادق عليه السلام و مجالس بحث حضرت رضا و ساير ائمه عليهمالسلام و
اصحاب خاص و تربيت شدگان در درس علم آنان معرفت آموخت . ما اگر سخنى مىگوييم عذرمان اين است كه دراين ايستگاه ، هركس به زبانى سخن
هامش
( 1 ) . رجوع شود به : بحار الانوار ، ج 66 ، ص 292 ؛ و مرآة العقول ، ج 9 ، ص 256 و 257 .
( 2 ) . منزّه است خدايى كه بالاتر از وصفِ توصيف كنندگان است . .