حال حساب احتمال تصادف و در رديف محالات بودن آن را در اينجا چه كسى مىتواند تصور نمايد ؟ آيا در صورتى كه نمىتوانيم احتمال تصادف را در آن كتابخانه و كتابهايش و در هر صفحه و سطر و جملهاش و در آن چاپخانه ، به نحوى توجيه كرده و بپذيريم ، چگونه تصادف را در اين پديدههاى بىشمار عالم خلقت ، مىتوانيم احتمال بدهيم ؟ هرگز ! هرگز !
اينجاست كه هر چه تفكر بشر در اسرار آفرينش و قوانين و ارتباط اجزاء و عوالم آن با يكديگر بيشتر شود ، بيشتر بر حكومت قصد ، شعور ، علم و اراده ، بر اين عالم آگاه مىشود .
و در برابر آن آفريننده بزرگى كه اين همه نواميس و نظامات و مناسبات و ارتباطات در اين عالم از كهكشانها تا اتم ، و انسان ، حيوان ، جماد ، نبات ، زمين ، كوه و دريا برقرار كرده پيشانى عبوديت بر زمين مىگذارد و زبان به تسبيح و تكبير و تهليل مىگشايد . اينجاست كه معناى اين حديث معلوم مىشود كه :
« تفكُّرُ ساعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبادَة سَنَةٍ » « 1 »
يك ساعت فكر كردن ، از عبادت يك سال بهتر است .
و اينجاست كه معناى اين فرمايش حضرت على عليه السلام ظاهر مىگردد :
« لَو فَكَّرُوا في عَظيمِ القدرَةِ و جَسيم النّعمة لَرَجَعُوا
الى الطّريقِ وَ خافوا عذابَ الحَريقِ وَ لكِنِ القُلُوب
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى : 2 ، 208 حديث 26 . .