تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
مىشود ، كه عقل مطلقا به آن اعتنا نمىكند در حالى كه اگر سخن شخص اول را بپذيريم كه : تيراندازى ماهر با قصد و توجه ، همه هدف‌ها را نشانه قرار داد و تيرهايش به هدف‌ها اصابت كرد ، يك احتمال عقلايى را پذيرفته‌ايم . حال كه حساب تصادف در ده تا بيست و يك چيز مرتبط ، اين گونه به دست آمد و معلوم شد كه احتمال تصادف عقلايى نيست ، خودتان حساب آن كتابخانه را با 38 ميليون كتاب و آن كتاب‌ها را با 22 ، 800 ، 000 ، 000 ، 000 حرف و آن چاپخانه را با يك ميليون حرف ، بنماييد و ببينيد احتمال تصادف ، از احتمال محال هم سفيهانه‌تر است يا نه ، وقتى در رقم 21 ، احتمال تصادف 1 به 1201 باشد ، در يك ميليون حرف ، احتمال به وجود آمدن تصادفى يك كتاب علمى يا رياضى ، يك در چند مىشود ؟ آيا مىتوان با رقمى آن را به كسى نشان داد ؟ آيا اگر بگوييد يك در ميليارد ميليارد ميليارد ميليارد است ، كافى است ؟ يقيناً نه ، بيش از اينهاست . اين است راز محال شمردن تصادف يا در حكم محال بودن آن ، اين مثال در يك ماشين ، يك كارخانه ، يك قالى و يك عمارت ، جارى است . نتيجه : حال مىگوييم كتابخانه 38 ميليونى ما يا هزار ميليون ، يا صد هزار ميليون كتاب فلسفى و رياضى ، با كلمات و حروفش و يك ميليون حروف چاپخانه و صدها هزار ميليون بيشتر ، در برابر اين كتاب بزرگ آفرينش و حروف و كلمات ، چيزى نيست و چگونه قابل قياس است ؟ آيا يك دهم و يك هزارم است ؟ من كه يقيناً نسبت 38 ميليون كتاب ، كه سهل است ، 38 ميليون كتابخانه و هر كتابخانه صدها هزار ميليون كتاب با تمام كلمات و حروفش با كتاب عالم خلقت از نسبت يك حرف به مجموع حروف كتاب‌هاى اين كتابخانه‌هاى صد هزار ميليون كتابى ، كمتر مىبينم ! يعنى تعداد تمام حروف و