اگر از بيشتر مردم راز محال بودن اين تصادف را بپرسيد ، فقط پاسخ مىدهند كه ما آن را باور نمىكنيم همانطور كه وقوع يك امر محال را باور نمىكنيم ، ولى علت محال بودن آن را نمىدانيم ؛ چون اين محال بودن ، همانطور كه گفته شد ، فقط با يك قاعده رياضى و قانون تصادف روشن مىشود ، آنان كه قدرى روشن فكرتر باشند مىگويند : يقيناً اين قضاوت و حكم عقل ، به محال بودن تصادف ، در عمق عقل و باطن وجود ما ، بر قانونى علمى و رياضى تكيه دارد هر چند نتوانيم آن راتشريح كنيم .
اين قانون به شرحى كه گفتيم و باز هم تكرار مىكنيم ، همان « قانون تصادف » است كه برحسب آن ، احتمال تصادف بر حسب زياد شدن اشياء مرتبط به هم ، رو به ضعف مىگذارد تا حدى كه نسبت به ده يا بيست چيز مرتبط ، امرى محال به نظر مىرسد ، احتمالى كه هر كس آن را بدهد نابخرد شمرده مىشود و اعتناى به آن ، دليل بيمارى روانى و سفاهت است .
در مورد همين مثال هدفهاى شمارهگذارى شده ، احتمال اين كه تير نابيناى ناملتفت به هدف شماره يك برسد 1 به 10 است و احتمال اين كه تير اول و دومش به هدف يك و دو برسد ، 1 به 100 است و احتمال اين كه تير اول و دوم و سوم به هدف شماره يك ، دو و سه برسد ، 1 به 1000 است و احتمال اين كه تيرهاى اول و دوم و سوم و چهارم به هدف يك تا چهار برسد ، 1 به 10 ، 000 است به اين ترتيب به نسبت تير پنجم تا دهم و تا هدف دهم وقتى اين حساب را ادامه دهيم ، نسبت احتمال اصابت تيرها از يك تا ده به هدفهاى دهگانه 1 به 100 ، 000 ، 000 ، 000 مىشود و اگر هدفها را دوازده تا ، فرض كنيم احتمال تصادف يك در ده تريليون خواهد شد . و اگر 21 هدف
شوند ، احتمال اصابت ( 26 / : 1 به 10211 ) 1 به 100 ، 000 ، 000 ، 000 ، 000
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 20
مساهمون: الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
ص٢٠