چنانكه ملاحظه مىنماييد بر خلاف فرضيه تكامل دلالت دارد و اگر هم كسى خيلى اصرار كند بيشتر از اين نمىتواند بگويد كه اين آيه سرگذشت بشر را از هنگامى كه به مرحله انسانيت رسيده بيان مىكند ، به هر حال فرضيه تكامل را تأييد نمىنمايد .
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا المُضْغَةَ عِظاماً « 1 »
اين آيه نيز بر عكس آنچه شما استفاده كردهايد كه اشارهاى است به تكامل مهرهداران از بى مهرگان ، مربوط به آفرينش افراد انسان و مراحل تكاملى نطفه تا به مرحله آفرينش روح است ؛ زيرا قبل از اين آيه ، اين دو آيه است :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإنسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طينٍثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في قَرارٍ مَكين « 2 »
آيات ديگر نيز كه فقط به شماره آنها اشاره كردهايد مفاد و مضمونشان در همين حدود است ، مثل آيه يازده از سوره صافات :
. انّاخَلَقْناهُمْ مِنْ طينٍ لازِبٍ
و مثل آيه دوم از سوره انعام :
هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ
و آيه پنجم از سوره حج :
فَانّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ
هامش
( 1 ) . مؤمنون ، آيهء 14 .
( 2 ) . مؤمنون ، آيات 12 و 13 . .