تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
تطور حيات بر اين صورت‌هاى زشتى كه داروين و اسپنسر كشيده‌اند ممكن نيست . و در ضمن حمله‌هايى كه به ماديين و كسانى كه پيدايش موجودات را از راه تصادف و انتخاب طبيعى پنداشته‌اند مىنمايد آنان را مسخره مىكند و بر بطلان نظرشان برهان مىآورد و مىگويد : « چگونه عقول ما مىتواند تصديق كند كه قوه باصره تمام حيوانات به طريق تصادف و تطور و انتخاب طبيعى موجود شده باشد . محال است كه چشم ، آن دستگاه عجيب و غريب پيچيده از آغاز ، بدون واسطه و علت غير مادى از ماده به اين صورت كامل به وجود آمده باشد . اگر ما مذهب تطور را بپذيريم و با آنان‌كه اين مذهب را دارند متفقاً بگوييم دستگاه بينايى جميع حيوانات پس از پيدايش ، بعد از يك سلسله تطورات بسيار به واسطه ناموس انتخاب طبيعى و تأثير محيط و ظروف و احوال و شرايطى كه حيوان در آن قرار دارد به اين مرتبه از كمال كنونى رسيده است آيا مىتوانيم عقل خود را قانع كنيم به اينكه شرايط و ادوار و ظروف و احوالى كه براى چشم انسان جلو آمده به تمام معنا و صددرصد با شرايط و احوال دوران‌هايى كه بر چشم جميع حيوانات گذشته ، مطابقت داشته است ؟ » باز مىگويد : « انتخاب طبيعى پايه‌اش بر تصادف است ؛ زيرا كسانى كه اين نظر را دارند گمان مىكنند كه هر موجود زنده‌اى تحت تأثيرات مختلف قرار مىگيرد و لكن آنچه براى يك موجود زنده از اسباب و مؤثرات و عوامل تكامل اتفاق مىافتد ممكن نيست كه عيناً براى تمام موجودات زنده اتفاق بيفتد بلكه به طور قطع اين عوامل ، مختلف مىباشند . پس ناچار بايد در نتيجه هم ، اين اختلاف باشد و بايد قوه باصره و دستگاه بينايى حيوانات مختلف ، مختلف موجود شود در حالى كه در تمام حيوانات اين دستگاه به صورت واحد است »