تخطي إلى المحتوى الرئيسي

به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
باشد و بعضى از انواع نازل‌تر در طبقات بالاتر واقع شده در حالى كه بايد در طبقات پايين‌تر باشد . و مانند اينكه : بعضى از انواع و گروه‌هاى جانداران يافت شده‌اند كه در زمان‌هاى قديم كامل‌تر از امروز بوده‌اند در حالى كه بايد امروز كامل‌تر باشند ، حتى طبيعىدان معروف دوكاترورواژ در مورد انسان اين نظر را دارد كه نه فقط انسان قديم با انسان معاصر فرقى ندارد بلكه نواقص انسان كنونى از انسان قديم ، بيشتر است . و مانند پرسش از چگونگى انتقال ميمون از حيوان به انسان و تكامل انسان از ميمون و واسطه بين انسان و ميمون « 1 » و بين هر نوع سافل و نوع عالى ، چون جهش و تغيير ناگهانى قابل قبول نيست ، و موتاسيونيست‌ها از عهده پاسخ به ايراداتى كه بر جهش و تغيير شكل ناگهانى وارد است بر نخواهند آمد و نمىتوانند نقاط تاريك آن را روشن نمايند . و اگر قايل به انتقال و نقل تدريجى نيز شوند ، جواب داده خواهد شد كه در زمين شناسى با همه كاوش‌ها و جستجوهايى كه از حلقه مفقوده كرده‌اند اثرى از آن يافت نشده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . در كتاب « علي اطلال المذهب المادي » ، ج 1 ، ص 88 ، مىگويد : داروين نمىگويد كه ميمون فعلى ، اصل‌انسان است او مىگويد اصل انسان حيوانى است كه بين ميمون و انسان است كه هنوز آثار آن به دست نيامده ، اما داروين ميمون را نهايت ترقى شاخه‌اى از شاخه‌هاى حيوان مىشمارد ، بنابر اين ، اشكال بر نظريه او بيشتر مىشود . ( 2 ) . يكى از دانشمندانى كه به طور استدلالى و علمى در كتاب « من لا شاعرالى شاعر » هم نظريه لامارك و هم نظر داروين را رد كرده و آن را براى تعليل و تفسير عوامل وحوادث و معضلات علمى كافى ندانسته و بلكه صريحاً با ادله ، رأى به بطلان نظريه لامارك و داروين داده است ، دكتر « كوستاف جوليه » مىباشد ، اين دانشمند ضمن استدلالاتى علمى و استشهاد به بررسىهاى دانشمندان ديگر ، فساد اصول لاماركى و داروينى را ثابت كرده است و حتى از عالم حشرات و زندگى آنها نواميس مذهب نشو و ارتقا را ابطال و ثبات انواع را ثابت كرده است ( ر . ك : على اطلال المذهب المادى ، ج 1 ، ص 92 - 101 ) . .
به سوى آفريدگار (فارسى) — صفحة 130 | الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني