پيغمبر ، علما را جانشين شخص خود قرار داده است نه خود پيغمبر بهعنوان نبوّت و پيغمبرى ، چون فرموده :
« أللهم ارْحَم خُلَفائى » ،
وثانياً نشر احكام و اجراى آنها با فرض آنكه از جمله احكام ، احكام سياسى و مملكتدارى است ، بدون نيرو و قدرت حكومتى ممكن نيست ، و ثالثاً آنكه اداره نظام اجتماع و برقرار كردن نظام عادلانه از مهمترين مناصب اعتبارى و جعلى پيغمبر اكرم است و اهميت آن از بيان احكام بيشتر مىباشد و اگر نباشد بگوييم منصب متيقّنى مراد است نه همه مناصب ، بايد بگوييم منصب زعامت اراده شده است ، و رابعاً جمله « الذين يأتون من بعدى » عنوان مشروح به جانشين امّت و در مقام بيان چيزى كه در آن جانشين شدهاند ، نيست .
در رويدادهاى اجتماعى به چه كسى بايد رجوع كرد ؟
5 . در خبر اسحاق بن يعقوب مىگويد : « سألْتُ محمد بن عثمان الْعمرى أن يوصل لى كتاباً قد سألْتُ فيه عن مسائل اشْكِلَتْ عَلَىّ فورد التوقيع به خط مولانا صاحب الزمان ( عليه السلام ) أمّا ما سألْتَ
عنه أرشدك الله و ثبّتك ، إلى أنْ قال : و أمّا الْحوادث الواقعة فارْجِعوا فيها إلى رواةِ حَديثِنا فإنّهم حُجَّتى عَلَيْكُم و أنَا حُجّة الله ؛ « 1 »
اسحاق ، نامهاى به حضرت ولىّ عصر - ارواحنا فداه - مىنويسد و از مشكلاتى كه برايش رخ داده سؤال مىكند و بهوسيله نماينده آن حضرت محمّد بن عثمان ، نامه را به حضور مبارك مىرساند ، جواب نامه به خط مبارك صادر مىشود . يكى از مشكلات اين بوده ، در رويدادهاى تازه به چه كسى بايد رجوع نمود ؟ امام مرقوم مىفرمايد : در حوادث و پيشآمدها به علما رجوع كنيد ، زيرا آنان حجّت من بر شمايند و من حجّت خدايم » . « شيخ انصارى » در كتاب مكاسب در بحث ولايت فقيه مىفرمايد : كه منظور از حوادث واقعه در اين خبر مسائل و احكام شرعى نيست ، زيرا
هامش
( 1 ) . اين خبر را صدوق در كتاب اكمال الدين ، ( طبع كمپانى ) ، ص 266 ، حديث 4 ، باب التوقيع ؛ و شيخ طوسى در كتاب « الغيبه » ، ص 198 ؛ و طبرسى در احتجاج ( طبع نجف ) ، ص 163 روايت نمودهاند .