را به سياسى و دينى منقسم و هر دو را مرتبط به هم و حافظ يكديگر و با هم توأم دانستهاند و معلوم شد كه قطع اين شجره خبيثه و تخلّص از اين رقّيت خبيثه كه وسيله آن فقط با التفات و تنبيه ملت منحصر
است ، در قسم اول اسهل و در قسم دوم در غايت صعوبت و بالتبع موجب صعوبت علاج قسم اول هم خواهد بود .
روزگار سياه ما ايرانيان هم بههمآميختگى و حافظ و شوم همديگر بودن اين دو شعبه استبداد و استعباد را و كشف حقيقت اين بههمآميختگى و متقوّم بودن اين دو شعبه و جهت صعوبت علاج شعبه ثانيه و سرايتش به شعبه اولى بعد از اين در خاتمه در طى شرح قواى استبداد و طريق تخلص از آن خواهد آمد انشاءالله تعالى . . . » مرحوم آيتالله نائينى سپس چنين مىنويسد :
« امّت اين دسته جبابره و طواغيت امّت و ماحيان احكام شريعت و رواجدهندگان انحاء فسوق و فجور در مملكت را هم خوب شناختهاند و مىدانند كه در ارتكابات شنيعه چنگيزيه جز حفظ مقام مالكيت رقاب و فاعليت مايشاء و حاكميت مايريد و عدم مسؤوليت عمايفعل ، مقصد و همّ ديگرى اصلا به خاطرشان نرسيده و در نظر ندارند و همچنين اتصاف ما دسته ظالمپرستان عصر و حاملان شعبه استبداد دينى ( علماء سوء ) را هم به تمام اوصافى كه در روايت احتجاج بر علماء سوء و راهزنان دين مبين و گمراهكنندگان ضعفاء و مسلمين تعداد فرموده و در آخر همه مىفرمايد :
اولئك أضرّ على ضعفاء شيعتنا من جيش يزيد - لعنةالله - على الحسين ( عليه السلام ) ،
اين دسته علما ، ضررشان بر ضعفاى شيعه بيشتر است از سپاه يزيد بر حضرت سيدالشهداء ( عليه السلام ) . كما ينبغى فهميده و مىداند كه از اين درجه همدستى با ظالمين دردمان چى است و مقصدمان چيست . « 1 »
هامش
( 1 ) . تنبيهالامه ، ص 36 .