نزديكى با آنها ، علما را به شك انداختهاند و قلوب جهّال را براى خود صيد كردهاند ، نزديكترين وزراء و نيرومندترين ياران آنها به اندازه تو روپوش بر فساد آنها ننهاد و دل خاصّه و عامّه را به سوى آنها جلب نكرد ، چه بسيار كم به تو دادند در مقابل آنچه از تو گرفتند ، چه كم براى تو آباد كردند در مقابل آنچه كه خراب نمودند ، خوب مواظب خودت باش كه ديگرى نظر به تو نمىكند و چون مرد مسؤول ، خودت را در تحت محاكمه قرار بده .
آنچه از اين روايت استفاده مىشود اين است كه عالمى كه با حاكم جائر غاصب ، همكارى مىكند ، ضررش به دين و اسلام و مملكت از دستگاه حاكم زيادتر است ؛ زيرا حاكم جائر بر ابدان حكومت مىكند و علما بر قلوب ؛ به عبارت ديگر عالمى كه از حاكم جائر تبعيت مىكند و كارهاى او را جنبه دينى مىدهد ، تملّك قلوب مىنمايد ، همان نحو كه خود آن سلطان تملّك ابدان نموده است .
مناسب است در اينجا عين كلامى كه آيتالله نائينى در تنبيهالامّه دارند نقل شود : « بسى ظاهر است كه چنانچه گردن نهادن به ارادات دلبخواهانه سلاطين جور در سياسات مُلكيه ، عبوديت آنان است ، همين طور گردن نهادن به تحكّمات خودسرانه رؤساى مذاهب و ملل هم كه بهعنوان ديانت ارائه مىدهند ، عبوديت آنان است ، روايت شريفه مرويه در احتجاج كه متضمّن ذمّ تقليد از علماى سوء و هوىپرستان رياست و دنياطلبان است ، هم مفيد همين معنى است .
لكن استعباد قسم اول به قهر و تغلّب مستند است و در ثانى به خدعه و تدليس مستند مىباشد ، و اختلاف تعبير آيات و اخبار كه در قسم اول عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ - واتخذتْهم الفراعنة عبيداً - و در قسم دوم اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً فرمودهاند ناظر به اين معنى مىباشد و فىالحقيقة كه منشأ استعباد قسم اول تملك ابدان و منشأ قسم دوم تملّك قلوب است .
از اينجا ظاهر شد جودت استنباط و صحّت مقاله بعضى از علماى فن كه استبداد
نظام حكومت در اسلام (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٥٤