فِيِهِ ؟ فَيَقُولُ : رَبّ خِفتُ ، فَيَقُولُ اللهُ عَزّ وَجَلّ : أنَا كُنتُ أحَقّ أن تخاف » « 1 » ؛
« وقتى يكى از شما چيزى را مىبيند كه براى خداوند در آن حقّى است ، خود را كوچك نشمارد مگر اين كه دربارهى آن حقّ چيزى بگويد تا خدا او را در روز قيامت متوقّف نسازد و به او بگويد : وقتى چنين و چنان را ديدى چه چيزى مانع شد كه دربارهى آن حرفى بزنى ؟ در جواب مىگويد : پروردگارا ! من ترسيدم و لذا نتوانستم چيزى بگويم . خداوند مىفرمايد : من سزاوارتر بودم كه از من بترسى » .
28 ) ابن سنان از امام صادق ( ع ) نقل مىكند : « مَا اقَّر قَومٌ بِالمُنكرِ بِين اظهَرُهم لا يُغيِرونَهُ الا أوشك أن يَعُمّهُم الله بِعِقَابٍ » « 2 » ؛
« هرگاه مردم در برابر گناهى كه در جامعه رواج يافته سكوت كنند و در صدد دفع آن برنيايند ، خداوند به زودى همهى ايشان را مشمول عذاب خود مىفرمايد » .
29 ) امام على ( ع ) مىفرمايد : « أمَرَنا رَسولُ الله ( ص ) أن نَلقى أهل المَعاصى بِوُجُوهٍ مكفَهِرَة » « 3 » ؛
« پيامبر خدا ( ص ) ما را فرمان داد كه گنهكاران را با چهرههاى عبوس و درهمگرفته ملاقات كنيم » .
30 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : « الْامْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْى عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ ،
هامش
( 1 ) . عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 115 ، ح 34 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 185 ، ح 13835 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 137 ، ح 21176 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 142 ، ح 21194 .