نسبت به آنها سستى ورزد ، دربارهى خداوند سستى ورزيده است .
روايات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه با توجّه به مضامين خاص دستورات آن در زمينهى امر به معروف و نهى از منكر و بيان منافع و مصالحِ انجام آنها و مفاسد تركِ آنها بر جامعه بشرى ، به بخشهاى مختلف تقسيم مىشوند و اين روايات در هر كدام از اين مضامين ، بيش از حدّ تواتر است . بنابراين ، به آن دسته از روايات جَعلى ، يا ضعيف السند و يا مجهول كه ظاهرشان وجوب اين فريضه را نمىرسانند ، توجّه و عمل نمىشود .
نتيجه : وجوب امر به معروف و نهى از منكر از ضروريات دين است ؛ و اگر جزء ضروريات اديان نبود ، به بيان دليل براى آن نيازى نداشتيم .
براى روشن شدن تمام جوانب بحث بررسى مسائلى كه با فريضه امر به معروف و نهى از منكر ارتباط دارند ، ضرورى است .
در ادامه اين مسائل را مورد تدقيق و بررسى قرار مى دهيم :
دليل چهارم : اجماع
فقها بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر اجماع دارند به هر دو نوع آن ؛ هم اجماع مُحصّل و هم اجمال منقول .
براى روشن شدن تمام جوانب اين بحث ، بررسى مسائلى كه با فريضه امر به معروف و نهى از منكر ارتباط دارند ، ضرورى است . در فصل دوم اين مسائل را مورد بحث و تدقيق قرار مىدهيم .