تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
مستمند خواهد شد . به ايشان گفتم : فدايت شوم ! ميان شيعيان و دوستداران شما گروهى هستند كه دانش‌هاى شما را فرا مىگيرند و آن را ميان شيعيانتان منتشر مىسازند و در مقابل نيكى ، انعام و هداياى آنان بىبهره نمىمانند . فرمود : اينان ، كسانى نيستند كه با علم خود نان مىخورند بلكه ( مقصود از مستأكل به علم ) كسى است كه به خاطر طمع دنيا بدون علم و هدايت از خدا فتوا مىدهد تا اين كه حقوق را باطل كند » . ظاهر آن است كه ارتزاق مذموم ، منحصر به مواردى است كه در مقابل حكم به باطل يا با جهل به واقعيت ، مالى گرفته شود . بنابراين ، مقتضاى مفهوم آن ، جواز ارتزاق با علم به حقّ و حكم و بيان آن است . اما اين كه كلمه‌ى « انّما » از ادات حصر باشد ، ثابت نشده است ؛ زيرا ، همان‌طور كه مرحوم شيخ اعظم گفته است ، اين كلمه مترادفى در عرف امروز ما در زبان عربى و غير آن ندارد ؛ و نيز به صورتى به كار نمىرود و استعمال نمىشود كه بتوان معناى آن را تشخيص داد . به همين دليل دانسته نمىشود آيا دلالتِ بر حصر دارد يا خير ؟ علاوه بر آن ، اين روايت به‌خاطر وجود « تميم بن بهلول و پدرش » ضعيف است ، و عمومات كفايت مىكند . پس از آن ، با فرض عدم جوازِ مزد گرفتن براى اين كار ، اشكالى در جواز ارتزاق مُبلّغ به خير ( هم آمر و هم ناهى ) از بيت المال ، به خصوص سهم امام نيست ؛ چون ، او مصالح مسلمانان را فراهم مىكند و اين مسأله از مهم‌ترينِ آن مصالح است ؛ به سبب اين كه نظم‌يافتن امور مسلمانان در گرو آن است .