تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
هم‌چنين روايت طولانى مرسل حمّاد از برخى اصحاب از عبد الصالح درباره‌ى خمس و انفال و غنايم تا آن‌جا كه مىگويد : « وَ يؤخَذ الباقى فَيكون بَعدَ ذلك أَرْزَاقَ أَعْوَانِهِ عَلَى دِينِ اللَّهِ وَ فِى مَصْلَحَةِ مَا يَنُويِهُ مِنْ تَقْوِيَةِ الْإِسْلَامِ وَ تَقْوِيَةِ الدِّينِ فِى وُجُوهِ الْجِهَادِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا فِيهِ مَصْلَحَةُ الْعَامَّةِ ؛ « 1 » اگر پس از آن چيزى باقى ماند ، مىتواند آن را در راه دين خدا و در مصلحت آنچه مدّنظر خود اوست از تقويت اسلام و دين در وجوه جهاد و غير آن از مصالح عمومى مصرف نمايد . . . » دليل بر جواز [ اخذ اجرت ] است .

ششم : وظيفه‌ى مصلِح در قبال جامعه

مسأله‌ى پنجم : دانستى هرچند در وجوب دعوت به خير - چه در امر و چه در نهى - عدالت و اجتناب از محرّمات در مبلّغ شرط نيست ، او بايد به جهت لزوم اصلاح جامعه رداى معروف را بر تن كند و رداى منكر را بَركَند ، و به آنچه امر مىكند عمل نموده و آنچه را از آن نهى مىكند رها كند ؛ زيرا ، اين كار تأثير بيشترى دارد . برخى گفته‌اند : عالِم طبيب امّت است ، و دنيا بيمارى است . پس ، هرگاه ديدى طبيب خودش را بيمار مىكند ، او را در علمش متّهم كن و بدان كه او ناصح نيست و نمىتوان به حرف‌هاى او اعتماد كرد « 2 » ؛ چرا كه در خبرى از امام صادق ( ع ) آمده است : « انَّ
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 110 ، ح 20089 . ( 2 ) . نك : وسائل الشيعه ، ج 20 ، ص 26 ، ح 24938 .
امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 191 | السيد محمد صادق الروحاني