صاحبنظرند و به احكام اهل بيت ( عليهم السلام ) آشنايى دارند ، فقيهى را انتخاب كنند و او را در ميان خود حاكم قرار دهند . چرا كه من او را بر شما حاكم قرار دادم » .
مقبولهى ابى خديجه از آن حضرت ( ع ) : « إِياكُمْ أَنْ يحَاكِمَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً إِلَى أَهْلِالْجَوْرِ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى رَجُلٍ مِنْكُمْ - يعْلَمُ شَيئاً مِنْ قَضَايانَا فَاجْعَلُوهُ بَينَكُمْ فَإِنِّى قَدْ جَعَلْتُهُ قَاضِياً فَتَحَاكَمُوا إِلَيه » « 1 » ؛
« مبادا يكى از شما شيعيان در مورد دادخواهى ، كسى را براى دادرسى نزد حاكم جور بَرَد ، بلكه بنگرد چه كسى در ميان شما با احكام و طرز حكومت ما آشنا است ، او را براى رفع خصومت و داورى برگزينيد . پس ، حكم را به نزد او برده ، و داورى و قضاوتش را بپذيريد كه من نيز او را بر شما قاضى و داور قرار مىدهم » .
احاديث ديگرى مانند اين دو وجود دارد كه دلالت مىكنند هرچه از شوؤن و وظايف قضات جور است در واقع متعلق به حاكم شرعى است . شكّى نيست يكى از وظايف آنان اقامه حدود است ؛ بنابراين ، اين حكم براى حاكم شرعى در زمان غيبت نيز ثابت است .
3 ) اطلاق ادّلهى حدود در كتاب و سنّت مقيد به زمان نيست ؛ مانند : آيهى شريفهى : وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا « 2 » ؛ و آيهى شريفهى : الزَّانِيَةُ وَالزَّانِى فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 27 ، ص 13 ، ح 33083 .
( 2 ) . مائده ( 5 ) : 38 .