ناهى از محرّمات اجتناب كرده و عادل باشند ، واجب است » « 1 » ؛ امّا مشهور بين فقها خلاف اين سخن است .
استدلال قول اوّل : براى قول اوّل به آيهى شريفهى : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ، كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ « 2 » ؛ « اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا چيزى مىگوييد كه انجام نمىدهيد ، نزد خدا سخت مبغوض است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد » ؛ استدلال شده است .
تقريب : « لم » مخفّف « لما » ، « ما » استفهاميه ، « لام » تعليليه ، و كلام مسوق توبيخ است . « مقت » به معناى بُغض شديد ، و « مَقْتًا » تمييز « كَبُرَ » است ، و عبارت « كَبُرَ مَقْتًا » تا آخر ، تعليل مضمون آيه پيشين است ؛ لذا ، مفاد آيهى كريمه ، نهى از امر به معروف و نهى از منكر نمودن مردم در صورتى است كه خود شخص بدان عمل نمىكند .
محقّق اردبيلى در زبدة البيان در پاسخ اين استدلال گفته است : « ممكن است ممانعت از گفتن صورت نگرفته باشد بلكه ممانعت از آن باشد ، كه پس از تشويق مردم ، خود بدان عمل نكند و آن را ترك نمايد » تا آنجا كه مىگويد : « و ممكن است نهى نسبت به گفتنِ كارى باشد كه خود به آن عمل نمىكند ؛ يعنى چيزى از او سر مىزند كه در عين حال خلاف آن از او سر زده است ؛ و اين مسأله ، با احتمال اطلاق - و نه به طور مطلق -
هامش
( 1 ) . اين مطلب را صاحب جواهرالكلام از او نقل كرده است . نك : جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 373 .
( 2 ) . صف ( 61 ) ، 2 و 3 .