الظّالِمينَ مَنْ نَوّرَ اللّهُ بِهِ الْبُرْهانَ وَ مَكّنَ لَهُ فِى الْبِلادِ لِيَدْفَعَ بِهِمْ عَنْ اوْلِيائِهِ وَ يُصْلِحَ الله بِهِم امُور المُسلِمِيِنَ ، إلَيهِم مَلجَأ المُؤمِن مِن الضرّ . . . » تا آنجا كه مىفرمايد : « أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّا ، أُولَئِكَ أمَنَاءُ اللهِ فُى أرضِهِ ، أُولَئِكَ نُورُ اللهِ فِى رَعيَتِهِم يَومَ القِيامَةِ . . . » « 1 » ؛
« خداوند متعال در دروازههاى ظلم كسانى را قرار مىدهد كه توسط آنان نور و روشنى پخش شده و راهنماى ديگران و باعث آبادى شهرها مىشوند و توسط آن افراد اولياى خدا حفظ مىشوند . خداوند بهواسطهى ايشان امور مسلمين را اصلاح مىسازد و آنان پناهگاه مؤمنين از خسارت ديدن و فريادرسان شيعيان ما هستند . به كمك آنان رعيت مؤمن در كشور ظالمان در امان هستند . آنان مؤمنان حقيقى ، امانتداران خداوند در زمين ، و نور خداوند در ميان رعيت در روز قيامت هستند . . . » .
ه - ) خبر هشام بن سالم از امام صادق ( ع ) : « إنّ لِلّه مَعَ ولاةِ الجَورِ أولِياءٌ يمنَع بِهِم عَن أولِيائِهِ ، أُولَئِكَ المُؤمِنُونَ حَقّاً » « 2 » ؛
« براى خداوند با واليان جور ، اوليايى است كه توسط آن افراد اولياى خدا حفظ مىشوند ، آنان مؤمنان راستين هستند » ؛ روايت مفضّل « 3 » نيز مانند آن است .
علاوه بر اين اخبار ، روايات فراوان ديگرى نيز بر جواز قبول
هامش
( 1 ) . نجاشى اين روايت را در ترجمه محمد بن اسماعيل بن بزيع آورده است ، نك : رجال ، نجاشى ، ص 331 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 136 ، ح 15000 .
( 3 ) . مستدرك الوسائل ، ج 13 ، ص 136 ، ح 15001 .