امر به معروف و نهى از منكر از طريق عمل نيكو ، سبب مؤثّر و كاملى است ؛ ممكن نيست بىاثر باشد ؛ به ويژه اگر با پند و اندرزهاى خوب همراه باشد كه هر مقامى ، سخنى را ايجاب مىكند و هر دردى دوايى دارد ؛ و درمان روح و عقل مردم مشكلتر و پرپيچ و خمتر از معالجهى بدن آنها است . از خدا مىخواهم كه ما را در رسيدن به اين درجات موفق بدارد » « 1 » .
با توجّه به مطالب فوق ، آنچه در استدلال به اين شرط در آيهى كريمهى : أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ « 2 » ؛ آيا مردم را به نيكى امر مىكنيد و خودتان را فراموش مىنماييد » وجود داشت ، روشن مىشود ؛ يعنى آيه دالّ بر مذمّت كسى است كه به آنچه امر مىكند عمل نمىنمايد ، نه اينكه دالّ بر عدم وجوب بر او باشد . از دستهاى از روايات نيز اين مطلب استنباط مىشود ؛ مانند :
الف ) فرمايش اميرالمؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه : « وَ أمُرُوا بِالمَعروُف و ائْتَمِرُوا بِهِ ، وَانهوا عَن المُنكَرِ وَانتَهوُا عَنهُ ، وإنّمَا امرنَا بِالنّهى بَعدَ التّناهِى « 3 » ؛ هم خود به كارهاى نيك بپردازيد و هم ديگران را به آن فرمان دهيد و از كارهاى زشت دورى كنيد و ديگران را هم از آن باز داريد » .
ب ) فرمايش امام على ( ع ) در يكى از خطبههاى ايشان : « لَعَنَ
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 21 ، ص 382 و 383 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 44 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ح 151 ، ح 21215 .