مىكند و امر مىكند به آنچه كه خودش عمل نمىكند » . از نظر نقل و شرع هم رواياتى بر آن دلالت دارد كه انشاءالله به تعدادى از آنها اشاره خواهيم كرد .
با همهى اين احوال ، [ قول بدون عمل ] در شمارِ نفاق است ؛ جز اين كه آيه بر عدم وجوب امر به معروف و نهى از منكر نسبت به مرتكب محرّمات و فرد غير عادل دلالت نمىكند ؛ بلكه آيه دلالت دارد عالم مرشد واعظ - غير از اين كه مكلّف به ترك محرّمات و فعل واجب است - بعد از تصدّى مقام ارشاد به عنوان آمر به معروف و ناهى نيز به آنها مكلّف است . در نتيجه ، تكليفش بيشتر و مجازاتش بر معصيت شديدتر از مجازات ديگران است .
به عبارت ديگر ، آيهى كريمه دلالت مىكند بر آمرِ به معروف و ناهى از منكر ، پوشيدن رداى معروف ، بركندن رداى منكر ، تخلّق به اخلاق كريمه و پاكى از اخلاق مذموم عنوان ثانويه واجب است ؛ و اين امر ، سبب تام در انجام دادن معروف از سوى مردم و بركندن ايشان از منكر است .
سخن فقيه زمانهى خويش مرحوم صاحب جواهر مرا به تعجّب مىآورد . ايشان مىگويد : « آرى ، از بزرگترين مراتب و افراد امر به معروف و نهى از منكرها ، بالاترين آنها و اصلىترين و مؤثرترين آنها به خصوص نسبت به زعماى دين - كه مردم به ايشان و عملشان مىنگرند - اين است كه جامهى كار نيك بپوشند و در كارهاى خير ، چه واجب و چه مستحبّ ، پيشقدم باشند . جامهى زشتكارى را از اندام خود دور كنند . نفس خويش را به اخلاق عالى تعالى داده و اخلاق ناپسند را از خود دور نگه دارند .
امر به معروف و نهى از منكر (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: السيد محمد صادق الروحاني
ص١٢٩