بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْى عَنِ الْمُنْكَرِ لا يَدْفَعُ رِزْقًا » « 1 » ؛
« اى مردم ! امر به معروف و نهى از منكر كنيد ؛ زيرا ، امر به معروف و نهى از منكر ، اجل و مرگ كسى را نزديك نمىكند و روزى كسى را دور نمىگرداند » .
روايات ديگرى نيز با اين مضمون وجود دارد . از جمله : آنچه در نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 89 چاپ بيروت آمده است كه برخى از آنها در استدلال بر وجوبِ امر به معروف و نهى از منكر بيان شد .
اين روايات مؤيد آن است كه پيش از آن كه امّت صالح شده ، از نعمت الفت قلبى ميان يكديگر بهرهمند گردند و از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنند و بدان هدايت شوند ، ضرر و مشقّتهايى بر امر به معروف و نهى از منكر مترتّب است كه موجب دشمنى مردم و روى گرداندن آنها از يكديگر مىگردد ؛ حتى - مانند اين زمان - يكى از سختترين مسائل ميان برادران بهشمار مىآيد . لذا ، اگر ضرر سبب سقوط تكليف باشد ، لازمهاش عدم وجوب آن از ابتدا است .
همچنين ثابت شد در جريان سنّت انبيا ، مرسلين ، ائمّهى طاهرين ( عليهم السلام ) ، و اولياى مقرّب الاهى ، دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر ضرورى است ؛ گرچه پوشيده به سختىها و ترسها باشد ، و چه بسيار پيامبران ، اوصيا و عالمان كه در اين راه كشته شدند و آنان افضل شهدا هستند و در رأس ايشان سيد جوانان اهل بهشت اباعبدالله الحسين ( ع ) قرار دارد كه خود ،
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 125 ، ح 21150 .