سيوطى « 1 » گفته است : اين روايت را ابن ماجه با سند راويان ثقه خود و همچنين ابن عساكر روايت كرده است .
د ) حديث نبوى : « إذَا رَأيتَ العَالِمَ يُخَالِط السّلطَان مُخَالَطَةً كَثِيِرَةً فَاعلَم أنّه لُصّ » « 2 » ؛
« هرگاه عالمى را ديدى كه با حاكمان حشر و نشر و رفت و آمد بسيار دارد ، بدان كه او راهزن است » .
ديلمى اين حديث را در مسند الفردوس روايت كرده است « 3 » . اخبار فراوان ديگرى نيز در اين زمينه وجود دارد . همچنين فروع ديگرى نيز در اين موضوع وجود دارد كه آنها را به دنبال بحث از ساير شرايط ذكر مىكنيم .
4 ) اصرار و پافشارى بر انجام كار
برخى از فقها اصرار بر ترك معروف و ارتكاب منكر را جزء شروط امر به معروف و نهى از منكر به شمار آوردهاند . بنابراين ، اگر امارهاى بر كنده شدن و پافشارى نكردن باشد ، چيزى واجب نيست ، بدون اختلاف در اين مسأله ؛ و با فرض قطعيت اماره ، بى اشكال ، امر و نهى موضوعيت نداشته و حتى امر و نهى در اين هنگام حرام خواهد بود ؛ چنانچه بيش از يك نفر از فقها بدان
هامش
( 1 ) . اين را در ابتداى كتاب خود ممّا رواه الأساطين فى عدم المجيء للسلاطين ، ج 1 ، ص 1 و ص 2 ، ذكر كرده است .
( 2 ) . الجامع الصغير ، سيوطى ، ج 1 ، ص 97 .
( 3 ) . الفردوس ، ج 1 ، ص 276 .