( خدايى ) است ، با اندام ناسوتى ( انسانى ) براى خلق ( آدميان ) ظاهر شدند تا مردم بتوانند ديدارشان را تحمل كنند و اين معنى قول خداوند است كه فرمود : « وَ لَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَا يَلْبِسُونَ » « 1 » .
از اين روايت چنين استفاده مىشود كه : ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله در اين عالم با وجود نورىاش تفاوت دارد ، زيرا سنخ و نوع آن وجود نورى نمىتواند با سنخ و نوع اين دنياى مادى تناسب داشته باشد ؛ بنابراين معرفى وجود نورى وى با تعبير حقيقت محمديه و نيز معرفى وجود دنيايىاش با تعبير وجود محمدى ، صرف اصطلاحات بوده و در متون شرعى نيامده است .
عايشه و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم
س 74 : اگر از سوى پروردگار به وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى مىشده ، پس چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله نتوانست همسرش عايشه را كشف كند ؟ اگر عايشه در اين حد از بدى رفتار و كردار بود پس چرا پيامبر صلى الله عليه و آله با او ازدواج كرد ، در حق او خوبى نمود و او را محترم داشت ؟
ج : باسمه جلت اسمائه
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در امور عادى و طبيعى ، بر اساس علم
هامش
( 1 ) . فلمّا أراد أن يخلق محمّداً منه ، قسّم ذلك النور شطرين ، فخلق من الشطر الأوّل محمّداً ، و من الشطر الآخر عليّ بن أبي طالب عليهما السلام ، و لم يخلق من ذلك النور غيرهما . . لايقوم واحدٌ به غير صاحبه ، ظاهرهما بشريّة وباطنهما لاهوتيّة ، ظهرا للخلق على هياكل الناسوتيّة حتّى يطيقوا رؤيتهما ، وهو قوله تعالى : ( وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَا يَلْبِسُونَ ) » ؛ عبقاتالانوار ، ج 4 ، ص 121 . .