عرفى آن مدّ نظر است ؟ چگونه مىتوان اين احاديث را با آيه « وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى » « 1 » تطبيق داد ؟
ج : باسمه جلت اسمائه
عبارات بعدى حديث نخست ، معناى زنازادگان را مشخص مىكند چه در آن آمده است : « ما صاحبان خمس و غنايم هستيم و جز شيعيان ، آن را بر همه مردم حرام نمودهايم . اى ابوحمزه ! به خدا سوگند كه هر سرزمينى فتح شود و هر خمسى پرداخت گردد و چيزى از آن ، در اختيار كسى قرار گيرد حرام است چه به صورت زن و همسر باشد و چه به صورت مال و ثروت » « 2 » .
ساير روايات مربوط به زنازادگان را ، هم مىتوان به معناى روايت نخست ، دانست و هم معناى حقيقى را از آنها برداشت نمود و آن اينكه زنازاده به خاطر رفتار منحرف و مسائل وراثتى نمىتواند عاقبت به خير شود چنانكه زياد ابن ابيه و بسيارى از جنايتكاران تاريخ چنين بودهاند .
حديثى دربارهء دشمن على عليه السلام
س 135 : در حديثى آمده است : « شيطان با مادر دشمن على عليه السلام زنا
هامش
( 1 ) . و هيچ بردارندهاى بار گناه ديگرى را بر نمىدارد ؛ انعام : 164 . .
( 2 ) . فنحن أصحاب الخمس والفىء ، وقد حرّمناه على جميع الناس ما خلا شيعتنا . و الله يا أبا حمزة ، ما من أرض تفتح ، ولاخمس يخمس ، فيُضرب على شىء منه إلّا كان حراماً على مَن يصيبه ، فرجاً كان أو مالا ؛ اصول كافى ، ج 8 ، ص 285 . .