تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم پيامبران (ص) و امير مؤمنان (ع) و مقام معصومين (ع) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
را به عنوان خدا ، دوست داشته باشد ، محبّت او نه يك محبّت واقعى كه ادعاى محض است .

تفسير سخنان على عليه السلام در نامه‌اى به معاويه

س 132 : اميرالمؤمنين عليه السلام در نامه خود به معاويه مىنويسد : « همان مردمى كه با ابوبكر و عمر و عثمان بيعت كردند بر همان مبنا با من هم بيعت نموده‌اند ، پس كسى كه در اين بيعت حاضر بوده است ، حقى ندارد كه كس ديگرى را انتخاب كند و كسى كه غايب بوده است ، نمىتواند آن را رد كند و جز اين نيست كه شورا در اختصاص مهاجرين و انصار است . پس اگر دور مردى جمع شدند و او را امام ناميدند چنين كارى مورد رضاى خداوندى است . » « 1 » اين سخنان اميرالمؤمنين عليه السلام را چگونه تفسير مىكنيد ؟ ج : باسمه جلت اسمائه اميرالمؤمنين عليه السلام نامه‌هاى ديگرى هم به معاويه نوشته است ، به عنوان مثال در نامه هفتم نهج البلاغه خطاب به معاويه چنين آمده است : « پس از حمد و ثناى خداوندى و درود بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و دودمان او ، پندى از تو كه از جملاتى به هم چسبيده و رساله‌اى آرايش كرده تشكيل يافته ، به من رسيد .
هامش
( 1 ) . إِنَّهُ بايَعَنى الْقَوْمُ الَّذِينَ بايَعُوا أَبابَكْر وَعُمَرَ وَعُثَمانَ عَلَى ما بايَعُوهُمْ عَلَيْهِ ، فَلَمْ يَكُن‌ْلِلشّاهِدِ أَنْ يَخْتارَ ، وَلَا لِلغائِبِ أَنْ يَرُدَّ ، وَإِنَّما الشُّورَى لِلْمُهاجِرِينَ والْانْصارِ ، فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُل وَسَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذلِكَ لِلّهِ رِضىً : نهج‌البلاغه ، نامه امام على عليه السلام به معاويه ، نامه 6 . .