آن را با رأى فاسد خود امضا كردهاى . اين نامه از مردى است كه براى او نه بينايى هدايت كنندهاى وجود دارد و نه راهنمايى كه او را به رشد و كمالش برساند .
[ نويسنده نامه ] مردى است كه هوى او را خوانده و او اجابتش كرده است و گمراهى او را رهبرى نموده است ، او هم از آن پيروى نموده است . در نتيجه اين نابكارىها ، سخنى گفته است با مغلطه كارى ، و گمراهى را پيش گرفته است در جهل ساقط كننده » « 1 » .
با نگاهى به نامههاى اميرالمؤمنين عليه السلام به معاويه مشخص مىشود كه ايشان بر اساس اعتقاد عموم مردم با معاويه سخن گفته است چرا كه ايشان از رهگذر مدارا و تقيه ، با مردم معاشرت مىكرد و از همين رو درصدد آن بود تا بر پايه اعتقادات معاويه ، وى را به كرنش در برابر استدلال خود وادار نمايد .
ممسوس فى ذاتالله تعالى
س 133 : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد : « لاتسبّوا عليّاً ؛ فإنّه ممسوس فى ذات الله تعالى » « 2 » ، مقصود از عبارت « ممسوس فى ذات الله تعالى » چيست ؟
هامش
( 1 ) . أَمّابَعْدُ ، فَقَدْ أَتَتْنى مِنْكَ مَوْعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ ، وَرِسالَةٌ مُحَبَّرَةٌ ، نَمَّقْتَها بِضَلَالِكَ ، وَأَمْضَيْتَها بِسُوءِ رَأْيِكَ ، وَكِتابُ امْرِىء لَيْسَ لَهُ بَصَرٌ يَهْدِيهِ ، وَلَا قائِدٌ يُرْشِدُهُ ، قَدْ دَعاهُ الْهَوَى فَأَجَابَهُ ، وَقَادَهُ الضَّلَالُ فَاتَّبَعَهُ ، فَهَجَرَ لَاغِطاً ، وَضَلَّ خَابِطاً ؛ نهجالبلاغه ، نامه 7 . .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 39 ، ص 313 ؛ حليةالاولياء ، ابونعيم اصفهانى ، ج 1 ، ص 68 . .