به هر حال مراد از شرح صدر اين است كه تنگى و ضيق بودن صدر بر طرف مىشود و آدمى كه قلبش وسيع است ظرفيتش بالا مىرود ، رذايل اخلاقى او بر طرف مىشود و نتيجه شرح صدر ، فلاح و رستگارى است و آيه أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ به همين فلاح اشاره دارد .
در تفاوت ميان اين دو واژه نيز گفتهاند كه قلب ، اسم عضوى از بدن است و به اين خاطر قلب ناميده شده كه مغلوب و وارونه درون سينه قرار داده شده است « 1 » ، بر خلاف صدر كه مرحلهاى وسيعتر از قلب است و صندوقى است كه قلب را در بر مىگيرد . « 2 »
ويژگىهاى كفار
قرآن بعد از بيان اوصاف متقين راجع به كفار مطالبى را در دو آيه اينگونه بيان مىفرمايد :
آيه شش
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يؤْمِنُونَ ؛ در حقيقت كسانى كه كفر ورزيدند چه بيمشان دهى و چه بيمشان ندهى ، برايشان يكسان است ، آنها نخواهند گرويد .
هامش
( 1 ) . ابى الهلال العسكرى ، معجم فروق اللغوية ، ص 432 .
( 2 ) . مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن ، ج 6 ، ص 250 ، ذيل مادهء « صدر » .