شهادت است كه با حواس عادى قابل درك است . و نيز با توجه به آياتى كه علم غيب اصالتاً در انحصار خداوند است إِنَّمَا الْغَيبُ لِلّهِ « 1 » ى عنى غيب فقط مخصوص خداست و هر موقع صلاح بداند به برخى از بندگان خاص خود بخشى از آن را اعطا مىكند ؛ عا لِمُ الْغَيبِ فَلَا يظْهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ . . . « 2 » يعنى خدا داناى غيب است و هيچ كس را بر غيب خود آگاه نميكند ، مگر پيامبرى كه از او خشنود باشد .
با اين اوصاف حقيقت شب قدر و اسرار آن و كيفيت نزول قرآن و فرشتگان در اين شب و مسايل مربوط به آن از جنس عالم غيب است كه ما نميتوانيم واقعيت و كُنه آنها را درك كنيم و راه دادن عقل و دريافتهاى عقلى در اين گونه مسائل اشتباه است . از همين رو خداوند در آيه بعد ميفرمايد : و ما ادريك ما ليلة القدر .
ويژگيها و نشانههاى شب قدر
اين شب نزد مسلمانان از اهميت خاصى برخوردار بود و به دليل آن كه دقيقاً نميدانستند شب قدر ، چه شبى است ، همواره از معصومين ( ع ) درباره ويژگيها و نشانههاى اين شب سؤال ميكردند تا شايد بتوانند ، از روى نشانهها و ويژگيها ، آن را حدس بزنند . مثلا ، در روايات وارد شده است كه در شب قدر :
هامش
( 1 ) . سوره يونس ، آيه 20
( 2 ) . سوره جن ، آيه 26 - 27