آيات ما كفرِ عناد ورزيد .
كفر دو قسم است : كفر انكار و كفرِ عناد . كفر انكار از نافهمى و انكار و ناباورى حاصل مىآيد ، ولى كفرِ عناد كفرى است كه با وجود باور و اعتقاد قلبى از روى عناد و لجاجت بر مىخيزد . وليد مىدانست كه اين آيات ، آيات خداست ولى از روى عناد و لجاجت كفر ميورزيد .
سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً ؛ من او را به همين زودى به مشقّت و زحمتى خواهم انداخت كه راحتى در آن نبيند ؛ زحمت و ناراحتى كسى كه مجبور باشد به قله كوه بلند تيز و ناهموارى صعود كند .
إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ ؛ او در شأن پيامبر و قرآن فكر كرد و سنجيد و اندازه گرفت . نابود باد چگونه سنجيد و باز نابود باد چگونه سنجيد .
اين جمله از جانب خداوند توبيخ است به ظاهر نفرين .
ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلّا سِحْر يؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلّا قَوْلُ الْبَشَرِ ؛ نگاه كرد ، رو ترش كرد ، به پيشانى گره زد ، پشت كرد ، گردن كشيد و گفت : اين سحر است و سخن خدا نيست سخن انسان است .
اين آيات شريفه وضعيت فكرى و روحى وليد را كه در پشت قيافه و نگاه و چهره و پيشانى او منعكس بوده ترسيم مىفرمايد ؛ كسى كه دانسته مىخواهد دروغ بگويد و حالت روانى و اعتقادى خود را در پشت چهره دروغ و نگاه تصنعى پنهان كند تا به موقعيت خيالى و شخصيت ساختگى او لطمه وارد نشود و خود را آدم فهميده و مطلع
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 423
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٢٣