تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
در آيه شريفه سه احتمال وجود دارد : 1 - وحيداً حال باشد از ياء ذرنى و معنى آن چنين مىشود : كار او را به من تنها واگذار . 2 - وحيداً حال باشد از تاء خلقت و در اين صورت چنين معنا مىدهد كه كار او را به من كه تنها آفريده‌ام واگذار . 3 - حال باشد از هاء محذوف كه مفعول خلقت است ، يعنى كار او را كه تنهايش آفريده‌ام به من واگذار . بعضى از تفاسير يكى از اين احتمالات و برخى دو احتمال و برخى ديگر هر سه احتمال را نوشته‌اند . وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَّمْدُودًا ؛ بعد از آن كه او را به تنهايى آفريدم و هيچ چيز نداشت ، مال و ثروت فراوانى به او دادم . وَبَنِينَ شُهُودًا ؛ و فرزندانى به او دادم كه همگى در محضر او حاضرند و هيچ كدام براى تحصيل معاش و بهدست آوردن مال مسافرت نكرده‌اند . نقل شده كه وليد ده فرزند در مكه داشته كه سه نفر از آنها به نام‌هاى خالد ، عمار و هشام بعداً مسلمان شده‌اند . وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا ؛ زمينه ترقى و پيشرفت و توسعه و رفاه براى او مهيا ساختم تا جايى كه در ميان قريش به وليد « ريحانه قريش » و « وحيد » لقب داده بودند . ثُمَّ يطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ؛ او به بيش از اين عمر و حيات و عيش و زندگى و خوشگذرانى و رياست طمع دارد . كَلَّا إِنَّهُ كَانَ لِآياتِنَا عَنِيدًا ؛ نه ! ! ديگر پيمانه‌اش لبريز شده و روز خوشى او به سر آمده ؛ بيش از اين سهمش نخواهد شد ، زيرا او به