خطاب به آن حضرت نازل شده است ، در صورتى كه هرگز چنين كارى از رسولالله صورت نمىگرفت . ممكن است خيلى از اينگونه خطابها از باب « إياكَ أعنى و اسمعى » باشد .
قرطبى يازده تأويل براى اين جمله نقل كرده است و ظاهراً از ميان همه آنها رجحان با يكى از دو معناى زير است :
1 - صدقهاى را كه مىدهى چنان زياد مپندار كه سبب شود از كارت پشيمان گردى يا به خودخواهى دچار شوى و افتخار نمايى كه اين همه خوبى را من انجام دادم .
2 - نبايد در دادن چيزى به ديگرى توقع داشته باشى كه وى در برابر اين همه نيكى و خوبى بايد پاداش زيادترى به تو دهد . « 1 »
« تَسْتَكْثِرُ » ؛ بنابر برخى احتمالات جملهاى است در موضع حال از فاعل لاتمنن ، يعنى منت مگذار در حالتى كهنعمتها را زياد مىشمارى و فكر مىكنى ده يا بيست مورد كار نيك نسبت به شخص خاص يا اشخاص مورد نظر انجام دادهاى .
وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ ؛ يعنى به خاطر خدا و به دستور و حكم خدا صبر كن ، در برابر ايذاء و اذيت مشركين شكيبا باش . مقصود مقاومت پيامبر و صبر او در برابر مشكلات رسالت و ايذاء و فشار دشمنان است .
فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ * فَذَلِكَ يوْمَئِذٍ يوْمٌ عَسِيرٌ * عَلَى الْكَافِرِينَ غَيرُ يسِيرٍ ؛ در قرآن در موارد متعدد از اين مطلب نام برده شده است . در اين جا « نُقِرَ فِى النّاقُورِ » گفته شده است و در جاهاى ديگر به : يوْمَ
هامش
( 1 ) . قرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 19 ، ص 97 .