اسرافيل است » . « 1 »
او مطلب را با اين سخن تمام كرده است ما نيز اين بحث را به سورههاى ديگر و وقت ديگر وا مىگذاريم ، زيرا تحقيق بيشترى مىطلبد و همين مقدار مىگوييم كه در آيه هر دو احتمال هست ، اگر كسى سخن دوم را هم بگويد سخن غيرموجهى نگفته است ، نهايت اين كه حمل كلام بر معناى اصلى و حقيقى اگر اشكالى نداشته باشد وجهى ندارد به معنى مجازى و كنايى حمل شود و هيچ دليل و محذور عقلى نداريم بر اين كه لفظ را به معناى حقيقى حمل كنيم . بله ، اگر حمل لفظ به معناى مجازى به نحوى روشن باشد كه شنونده احتمال ديگر ندهد ( مانند مثالهاى بالا ) اشكال ندارد . ولى مورد بحث از آن موارد نيست .
برنامه هاى خودسازى پيامبر
در اين آيات شريفه خداوند با حبيب خود سخن مىگويد ؛ آيات اول به اصلاح نفس و خودسازى پيامبر مربوط است و براى مهيا و آماده شدن او به تبليغ رسالت نازل شده است .
انسان موجودى است داراى استعدادهاى فراوان ، قابل رشد و كمال و در عين حال مستعد براى سقوط و هلاك و اين رشد و كمال و به فعليت رسيدن استعدادهاى انسان امرى است اختيارى . از طرفى هر كس براى كارى كه در نظر گرفته مىشود ، بايد به تناسب آن كار از توان و كاردانى و لياقت و شايستگى كافى برخوردارباشد و تلاش و
هامش
( 1 ) . برسوى ، تفسير روح البيان ، ج 10 ، ص 227 .