علماى اخلاق در اعتبارات زهد كه همان انقطاع از ما سوى الله است درجاتى قائل شدهاند :
الف . زهد در عقيده
1 - بريدن از دينى على رغم ميل باطنى و على رغم آن كه حبّ و علاقه آن در دلش جاى كرده و در اعماق جانش ريشه دوانده است ، ولى با مشقّت و مجاهدت با نفس درباره آن زهد مىورزد .
2 - اعراض از دينى به آسانى و سهولت ، به طورى كه از نظر روانى هيچگونه مشقّتى براى او پديد نيايد .
3 - اعراض از دينى به نحوى كه هيچگونه تمايل قلبى به آن نداشته باشد و از اين اعراض احساس خوشى و آرامش هم بكند و اين بالاترين حد آزادى از قيد و بند و بريدن از ما سوى الله است .
ب . زهد در عمل
1 . اعراض و ترك محرمات و چيزهايى كه شرعاً حرام است ، هرچند در آن لذت نفس باشد و اين زهد در محرمات است .
2 . ترك شبهات .
3 . ترك همه چيزهايى كه از نياز ضرورى بيشتر است ، هرچند حلال باشد .
4 . ترك هر چيزى كه در آن تمتع و لذت نفس است حتى به قدر نياز و اگر هم به آن روى آورد به دليل ضرورت باشد نه لذت و تمتع .
5 . ترك همه ما سوى الله به طورى كه اشتغال به غير الله از باب اكراه و اجبار باشد نه از باب رغبت و تلذذ نفس و اين همان تبتل و انقطاع است .
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٨٦