تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
علماى اخلاق در اعتبارات زهد كه همان انقطاع از ما سوى الله است درجاتى قائل شده‌اند : الف . زهد در عقيده 1 - بريدن از دينى على رغم ميل باطنى و على رغم آن كه حبّ و علاقه آن در دلش جاى كرده و در اعماق جانش ريشه دوانده است ، ولى با مشقّت و مجاهدت با نفس درباره آن زهد مىورزد . 2 - اعراض از دينى به آسانى و سهولت ، به طورى كه از نظر روانى هيچ‌گونه مشقّتى براى او پديد نيايد . 3 - اعراض از دينى به نحوى كه هيچ‌گونه تمايل قلبى به آن نداشته باشد و از اين اعراض احساس خوشى و آرامش هم بكند و اين بالاترين حد آزادى از قيد و بند و بريدن از ما سوى الله است . ب . زهد در عمل 1 . اعراض و ترك محرمات و چيزهايى كه شرعاً حرام است ، هرچند در آن لذت نفس باشد و اين زهد در محرمات است . 2 . ترك شبهات . 3 . ترك همه چيزهايى كه از نياز ضرورى بيشتر است ، هرچند حلال باشد . 4 . ترك هر چيزى كه در آن تمتع و لذت نفس است حتى به قدر نياز و اگر هم به آن روى آورد به دليل ضرورت باشد نه لذت و تمتع . 5 . ترك همه ما سوى الله به طورى كه اشتغال به غير الله از باب اكراه و اجبار باشد نه از باب رغبت و تلذذ نفس و اين همان تبتل و انقطاع است .