پس « ناشئة الليل » يعنى پديده شب ، و اين خود تعبير زيبايى است ؛ مانند صحنه شب ، افسانه شب ، غول شب و غيره ، اما اگر بهجاى اين تعبير فقط گفته مىشد « إنّ الليل » آن زيبايى را نداشت .
ثانياً : در اين آيه مباركه پديده شب به انسان مصمم و مقاومى تشبيه شده است كه با قدمهاى محكم و ثابت به سوى هدف پيش مىرود و استوارى قدمهايش از تصميم درونى و مقاومت شگرف روحى او حكايتها دارد ؛ در اين تشبيه به سبك « استعاره بالكناية » ، مشبه به حذف شده و لوازم و مناسبات وى بر مشبه كه ليل است بار شده است : « هى أشدّ وطأً » .
و همچنين در تعبير دوم « و أقوم قيلا » شب به يك سخنران متفكر و قوى كه قدرت استدلال و استحكام نطقش نشان روشنى ازانديشههاى بلند اوست تشبيه شده ، در اين جا نيز به همان سبك « مشبه به » محذوف و « مشبه » مذكور و مناسبات و لوازم مشبه به ، به مشبه نسبت داده شده است و اين همان چيزى است كه نظايرش در كلمات ادبا و شعراء مشهود است ، مانند :
شب سراسيمه بساط خود را * جمع مىكرد و پريشان مىرفت
آن همه گوهر رخشنده كه داشت * دور افكنده شتابان مىرفت
شب كه ترسآور و وحشت افزاست * كس ندانست چرا مىترسيد
شب تاريك كه دل لرزاند * وحشتى داشت از آن مىلرزيد
در پس پرده شب روز چو ديد * آن همه محنت جانفرسا را
پا به پا كرد و نمىرفت جلو * داشت در سلسله گويى پا را
شب نمىخواست كه مردم گويند * چه بلا خيز شب تارى بود
روز هم داشت سر از شرم به پيش * كه نگويند سيهكارى بود