ى
ا مانند اين شعر :
گويى از عشق خبر دارد شب * چه خبرها كه به بر دارد شب
يا :
شب على ديد به نزديكى ديد * ليك او نيز به تاريكى ديد
در آيه مباركه وقتى كه جمله فوق درباره شب گفته مىشود ، براى اين كه مطلب را كاملًا روشن كند تقابلى ميان شب و روز ايجاد مىكند و خصوصيت روز با اين تعبير آورده مىشود :
آيه هفت
إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا ؛ همانا تو در روز شناورى هستى پرتوان و پيگير .
مقصود اين است كه شب براى اين منظور مناسبتر از روز است ؛ زيرا مشاغل اجرايى اجتماعى ، سياسى ، نظامى و . . . فرصت و فراغتى براى تو باقى نمىگذارد و تو را در خود فرو مىبرد ، مانند ماهى در آبهاى اقيانوسها با آن همه موج و تلاطم ، ماهى در آن طوفان در پى طعمه يا فرار از گزند دشمنى كه وى را تعقيب مىكند به شناى سريع و ماهرانه و بىوقفه خويش ادامه مىدهد تا مسير دريا را دنبال كند .
در اين آيه اشتغال رسولالله ( ص ) به كارهاى روزانه ، به تلاش ماهى در فرار از گزند يا در تحصيل طعمه تشبيه شده و مشبه به محذوف گشته و لوازم آن كه « سبح طويل » است براى مشبه اثبات گشته است . وقتى اين تقابل را با تقابلى كه ميان شب و روز در شعر برخى از شاعران آمده ، مقايسه كنيم معناى معجزه و جايگاه بلند قرآن را در فصاحت و بلاغت بهگونهاى روشن درمى يابيم :