و ادراك ما نيست . ما فقط با مقام و جايگاه خداوند ميتوانيم رابطه برقرار كنيم . خداوند در جايگاه و مقام ربوبيت است . وقتى انسان خوب در اين مقام ربوبيت الهى تأمل كند و آن را درك كند و متوجه شود كه در محضر خداوند است و خداوند همواره ناظر رفتار و گفتار او است ، خوف سرتاسر وجود او را فرا ميگيرد . اين خوف ، خوف ممدوح است و با نوعى رجا و طمأنينهء نفس همراه است . البته چنين مقامى با صرف فكر و تأمل حاصل نميشود . انسان بايد به مقامى برسد كه در آن مقام ، عظمت و ربوبيت حق را با چشم دل ببيند . شخصى از حضرت على ( ع ) پرسيد : آيا خدايى را كه اطاعت ميكنيد ديدهايد ؟ حضرت پاسخ دادند : « وَيلَكَ لَمْ أعْبُدْ رَبّاً لمأرَه » من هرگز خدايى كه نديده باشم عبادت نميكنم ؛ « ما رَأيتُ شَيئَاً إلّا وَ رَأيتُ اللهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ » . « 1 » من در هر چيزى و همراه همه چيز و پيش از همهء چيزها خداوند را ميبينم . اين اشياء ، معلول هستند و خداوند علت . اگر كسى به عمق رابطهء علت و معلول رسيده باشد ، ميداند كه نميتوان معلول را بدون علت در نظر گرفت ؛ علت و معلول با هم هستند . عظمت خداوند را نيز بايد با چنين يقينى ببينيم تا به مقام خوف برسيم و وقتى به مقام خوف رسيديم ، دو جنّت و دو بهشت در انتظار ماست .
تا اينجا بنده عرض كردم كه خوف از مقام ربّ به معناى خوف از عظمت ربوبيت حق تعالى است . مرحوم طباطبايى ، غير از عظمت
هامش
( 1 ) . طبرسى ، الاحتجاج ، ج 1 ، ص 493 ؛ صدوق ، التوحيد ، ص 109 .