شركت ميكرديم و در شب وفات ايشان انتثار نجوم « 1 » شد . من آن وقت جوان بودم و پذيرش اين حرفها برايم مشكل بود . گفتم : آقا شما كه مرجع تقليد هستيد چرا اين حرف را ميزنيد ؟ آيا ميدانيد اين حرف چه لوازمى دارد ؟ ايشان نگاهى به من كردند و گفتند : آيا ايشان را ديده بودى ؟ گفتم : خير . ايشان كمى با من صحبت كردند ، ولى چون متوجه شدند كه من هنوز آمادگى پذيرش اين حرفها را ندارم ، ديگر ادامه ندادند .
بعد يك آقايى به نام آسيد ابراهيم كمارى را كه از شاگردان مرحوم قاضى بود ديدم و پرسيدم : آقاى خوئى ( ره ) دربارهء آميرزا قاضى حرفهايى نقل كردهاند و گفتهاند كه هنگام وفات آميرزا ، انتثار نجوم رخ داده است ؛ ما نميتوانيم اين حرفها را باور كنيم . آيا شما خودتان آميرزا را ديده بوديد و در جلسات درسش شركت ميكرديد ؟
جواب دادند : آرى ، من ايشان را ديده بودم ، ولى فقط در جلسه عوام ايشان شركت كردم ؛ آن هم يك بار . من اصرار ميكردم كه ايشان اجازه بدهند به جلسهء خواص شركت كنم ، ولى ايشان ميفرمودند : شما فعلًا در همين جلسات عوام شركت كنيد . من هم يك بار در يكى از جلسات عوام ايشان شركت كردم و همين كه نشستم حالت گريه به من دست داد . ايشان صحبت ميكرد و من هم فقط گريه ميكردم . صحبت ايشان تمام شد ، ولى گريه من قطع نشد . از جلسه بيرون آمدم ، ولى ديدم باز هم اشك از چشمان من جارى است . عبا را بر سر
هامش
( 1 ) . پراكنده شدن ستارهها .