خوبى نداشت و گاهى حتى نان هم نداشتند كه حسن و حسين را سير كند ، چيزى را طلب نكردند و فرمودند : « أنظُرُ إلى وَجهِ ربّى الكريم » ؛ من رضاى پروردگار را ميخواهم . پيامبر دوباره خواستهاش را تكرار كرد و باز همان جواب را شنيد و بار سوم نيز حضرت زهرا همان جمله را تكرار كردند . با اينكه دعاى حضرت زهرا ، آن هم با آمين پيامبر ، هيچ برگشتى نداشت و اجابت ميشد ، ولى نه هلو خواست نه شفتالو ، نه استبرق خواست و نه حرير و نه ميز و صندلى . واقعاً كم همتى است كه ما نعمتهاى الهى را در اين امور منحصر كنيم .
در بعضى آيات قرآن نيز اشاره شده است كه بهشت و رضوان الهى فوق تصور بندگان است . در يك آيه خداوند ميفرمايد : شما هيچ كدامتان نميدانيد كه من در بهشت چه چيزى به شما خواهم داد .
حضرت على ميفرمايند : « ما عَبَدْتُكَ خوُفاً مِنْ نارِكَ فَذلِكَ عِبادَة العَبيد وَ لا طَمَعَاً لِجَنّتِكَ فَذلِكَ عِبادَة التُّجّارِ ، بَلْ وَجَدْتُكَ أهْلًا لِلعِبادَة » « 1 » ؛ من از آتش تو نميترسم و براى بهشت نيز تو را عبادت نميكنم . من تو را براى خودت عبادت ميكنم .
اگر انسانها قدرى تامل كنند ميفهمند كه برخى از نعمتها و يا عذابها بسيار بالاتر از اين نعمتها و عذابهاى ظاهرى و مادى است . در همين دنيا نيز نمونههايش را داريم ، ولى كمتر دقت مىشود . تمام نعمتهاى خدا غذا و لباس نيست ؛ ميوه و باغ و چشمه نيست .
هامش
( 1 ) . شرح ابن ميثم البحرانى ، على المأة كلمة ، ص 219 ؛ مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 41 ، ص 14 .